اللهم العن من قتل علی ابن ابیطالب ع

 

از میانه ماه خدا رد شده ایم...
آرام آرام، دلنشین و سبکبال پای بر بال ملائک می گذاریم و دستان رمضان را در آغوش می گیریم، چشم بر شمارش معکوس دل می بندیم و به سوی عشق و مستی می شتابیم.
نوای رحمت الهی به گوش می رسد، در قلب زمان ملائک اعظم آسمان بر زمین می آیند تا بالهایشان را فرش پای ملکوتیان کنند، آمده اند تا تو را بخرند، آمده اند تا تو را نزد آن معبودی ببرند که خریدار هر یوسف بدسرشت است.
لیالی قدرِ معشوقه دل در انتظارند، و دلبری می کنند تا تو که عاشق و مجنون اویی ناز او را بخری.
شب قدر آمده است تا تویی که خسته عالم دنیایی، چنگ در ریسمان معنویت زنی، و قرآن را که سرچشمه معنویات عالم است با زبان اشک بخوانی، آن محبوبه ای که شنزار گونه های عاشقان را آبیاری می کند تا نهال خوف و رجاء در آن برویاند.
شبنمی که اگر لیلای مجنون، گوشه چشمی به آن کند همه گناهانت اگر به عدد ستارگان آسمان باشد، آمرزیده می شود.

لطیفا! حال که درِ رحمتت را به روی ضعیفان و ثروتمندان معنویت گشوده ای، و حال که من ناچیز قلب رمضان را در آغوش می فشارم، چگونه می شود آن حال و هوای شبهای قدر را از من بستانی تا در این بحر فانی دست و پا زنم...
ای الهه ناز! با همه نیاز به درگاه تو آمده ام، تا قلم عفو بر دریای گناهانم بکشی، آمده ام تا به حق بهترین بندگانت، به حق سید رسولانت، و به حق ناله های عصمت عالم ما را هم رنگ الهی بزنی تا خدایی خدایی شویم...

یا علی مدد... التماس دعا 



/ 0 نظر / 4 بازدید