حدود حجاب

حدود حجاب از منظر کتاب و سنت1

مقدمه:
  لزوم پوشیدگی زن در مقابل مردان بیگانه و داشتن حجاب، برای بانوان از سن تکلیف ، از مسایل مهم دینی است. فلذا تعیین حدود حجاب برای زنان، با استناد به قرآن و روایات، به منظور ارائه طرحی که براساس آن پوشش شرعی بانوان تأمین گردد، از اهمیتی خاص برخوردار است. در این مقاله با رجوع به کتاب و سنت، حدود حجاب بانوان و مواضعی که پوشاندن آن برای زن مسلمان واجب می باشد، مشخص گردیده است.
 
بطور قطع و مسلم ، حضور زنان در جامعه در مواقع ضرورت و برای رفع حوائج آنها، امری است که از نظر شرع مقدس اسلام جایز شمرده شده است.  اما این حضور ، با رعایت موازین و حفظ حدود شرعی در پوشش و حجاب آنان مجاز می باشد.
 
قرآن کریم پس از آن که این حدود را در پوشش بانوان معین و مشخص نموده، هدف از رعایت این موازین و معیارها را نیز بیان نموده است. چنانکه در سوره احزاب آیه 59، پس از بیان حکم حجاب و تعیین حدود آن می فرماید که این پوشیدگی باعث می گردد که زنان مؤمنه به حیاء و عفاف شناخته شوند و مورد آزار و اذیت نااهلان و فاسقان قرار نگیرند. (1) فلذا ، بخش عمده تأمین امنیت اجتماعی زنان در گرو داشتن حجاب و پوششی مناسب و در شأن یک بانوی با عفت و مؤمنه است.
 
ازطرف دیگر ، چنان که قرآن خود می فرماید، رعایت حدود حجاب و قائل شدن حریم بین مردان و زنان، طهارت قلب و درون را برای مردان و زنان تضمین می نماید.(2)

بدیهی است که توجه به این امر مهم و حیاتی باعث می گردد که از توانمندیهای زنان در امور اجتماعی به بهترین نحو استفاده گردد و در عین حال سلامت روانی و اخلاقی زن و به تبع آن سلامت جامعه اسلامی تأمین گردد. از آنجا که در جامعه اسلامی ما، حجاب علاوه بر جنبه اعتقادی و دینی آن ، به صورت قانونی که برای همه بانوان با اعتقادات متفاوت، لازم الاجرا است، درآمده است، ارائه طرحی برای پوشش بانوان که منبعث از متون و نصوص دینی باشد، از اهمیت خاص برخوردار است.
در این مقاله سعی بر آن است که آنچه به عنوان پوشش برای بانوان توصیه می شود، با استناد به آیات قرآن و روایات باشد تا طرح پوشش بانوان، براساس ملاک های و معیارهای دینی ارائه گردد.

لازم به ذکر است، به دلیل آنکه هدف از ارائه این مقاله تنها حدود پوشش ظاهری برای حضور در جامعه بوده است .
.برای پرهیز از تطویل کلام، به پیامدها و اثرات حجاب و نتایج آن نخواهیم پرداخت . چرا که کتب و مقالات و پایان نامه های بسیاری در این زمینه به رشته تحریر درآمده است و علاقمندان می توانند به منابع فوق مراجعه نمایند.

تعاریف لغوی:

حجاب:

کلمه حجاب هم به معنی پوشیدن است و هم به معنی پرده و حاجب . بیشتر استعمالش به معنای پرده است این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می دهد که پرده وسیله پوشش است و شاید بتوان گفت که به حسب لغت هر پوششی حجاب نیست، بلکه پوششی حجاب نامیده می شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد. (3)

 
خِمار:

با بررسی کتب لغت می توان گفت که خمار وسیله ای برای پوشش سرزنان بوده است. خلیل بن احمد فراهیدی می گوید:(( "خمر" وسیله ای است که با آن ظرف را می پوشانند. )) (4)

راغب اصفهانی اصل آن را پوشاندن اشیاء می داند و می نویسد:

((خِمار وسیله ای است که با آن چیزی را می پوشانند . ولی عرفاً مختص به چیزی شده که زن سرخورد را با آن می پوشاند. جمع آن خُمُر است.)) (5)

طریحی نیز ضمن اینکه به معنای فوق تصریح کرده ، علت نامیده شدن مقنعه به «خمار» را چنین بیان می دارد:

((وجه تسمیه مقنعه به خمار بدین لحاظ است که سر به وسیله آن پوشیده می شود . اختمرت المرئة یعنی زن مقنعه اش را پوشید و سرش را پوشاند.)) (6
 
جلباب :

خلیل ابن احمد فراهیدی می گوید:

«الجلباب ثوب اوسع من الخمار دون الرداء تغطی به المراه رأسها و صدرها» (7)

«جلباب جامه ای است که از روسری بزرگتر و از عبا کوچکتر است،که زن به وسیله آن سر و سینه اش را می پوشاند .»

از مجموعه آنچه آورده شد می توان نتیجه گرفت که خمار سرپوش زن است و از این رو آیه «ولیضربن بخمر هن علی جیوبهن» را می توان چنین معنا کرد:

«(زنان) بایستی روسری های خود را بر گریبانهای خویش بزنند.»

بعضی از لغو یِّین متأخر نیز این معنا را پذیرفته اند و با اضافاتی در تعابیر خود آورده اند. از جمله طریحی می گوید:((" جلباب" جامه ای است که از روسری بزرگتر و از عبا کوچکتر است که زن به وسیله آن سرش را می پوشاند و باقی آن را روی سینه اش رها می سازد. )) (8)

در مواردی نیز به ملحفه ای که لباس را به واسطه آن می پوشانند یا به معنی مقنعه گفته اند. (9)
 
«قاموس قرآن »پس از آنکه تعابیر و تعاریف لغت شناسان را در مورد «جلباب» بیان نموده است می گوید:
«با این قرائن و آنچه از کتب لغت نقل گردید، می توان گفت جلباب ملحفه و لباس بالایی و چادر مانند است، نه فقط روسری و خمار»
 
جیب:

تاج العروس «جیب»( ج: جیوب) را به معنای طوق وگریبان لباس معنا کرده است.

قرشی در قاموس القرآن می گوید:

(("اقرب الموارد" و "قاموس" معنای اولی جیب را قلب و سینه گفته اند. ولی اگر جیوب را سینه معنی کنیم از لحاظ لغت و آیه اشکالی نخواهد داشت. به نظر می آید ، گریبان لباس را به جهت روی سینه بودن، جیب القمیص گفته اند.))

اما مرحوم طبرسی جیوب را به معنای گریبانها گرفته و می گوید:

«... و کنی عن الصدور بالجیوب لانها ملبوسه علیها»

 جیوب، به عنوان کنایه از صدور (سینه ها) آورده شده است، زیرا گریبانها روی سینه ها را می پوشاند.

طریحی نیز با اینکه جیب را  گریبان معنا کرده است اما افزوده است که :" می توان جیب را سینه معنا کرد. " (13)

از مجموع آن چه گفته شد می توان گفت،خمار وسیله ای است که زن به وسیله آن سر خود را می پوشاند وآیه«وَلًیَضًرِبًنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ»را چنین معنا کرد:«زنان باید روسریهای خود را بر گریبانها و سینه های خود بیندازند.»

بنابراین می توان گفت آنچه که مفسران در مورد جیب آورده اند، تَوَسُّع در معنای لغوی است.

 زینت
خلیل بن امد«زین» را نقیض «شین» دانسته و در تعریف زینت می گوید:
«الزین نقیض الشین ... الزینه ، جامع لکل ما یتزین به» (14)
زیبایی نقیض زشتی است ...  وزینت به هر چیزی که به واسطه آن، آراستگی صورت گیرد اطلاق می شود.
ابن منظور نیز زینت را مطلق زیبایی معنا می کند و می گوید:
«لایبدین زینتهن» یعنی زنان زینت باطنی (مثل گردنبند، خلخال و باز و بند و النگو) را آشکار نکنند، اما لباس و صورت زینت ظاهری است. (15)
بنابراین زینت در معنای اصلی خود مفهومی عام است که هم به زیباییها و آرایه های طبیعی و هم به آرایه های عارضی و آراستنی اطلاق می گردد.
1) ذلک ادنی آن یعرفن فلا یؤذین
(این برای آنها بهتر است که به عفاف شناخته شود و مورد آزار و حتک حرمت واقع نگردند)

2) و اذا سألتموهن متعاعاً فاسئلوهن من وراء حجاب ، ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن (احزاب /53)

وهرگاه که از آنان (زنان) چیزی خواستید از پشت پرده و حائل بخواهید، این برای قلبهای شما و قلبهای آنان بهتر است.
(3مطهری : مسئله حجاب ص 63
4) العین:مساله حجاب ص 63
 5) المفردات،ص159
6) مجمع البحرین ج3/ص292
7) العین ج6/ص13 2؛
8) مجمع البحرین ح 2/ص23
9) القاموس المحیط ج 1/ص510
10) تاج العروس،ج2/ص42
11) قاموس القرآن ج2 ص 92
12) مجمع البیان،ج7/ص138
(13مجمع البحرین ، ج 2، ص 28
(14العین ، ج 7/ ص 387
15) لسان العرب ، ج 6، ص 130

/ 0 نظر / 9 بازدید