حدود حجاب

باسمه تعالی

 

پوشش زن در آیات و روایات ستر در آیات

در آیه 31 نور چنین فرموده :

«قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذٰلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ ﴿30﴾ وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَ لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ ..........»

 در آیۀ 30 هم به مردان دستور داده که چشم های خود را فرو بندند. در آیه 31 نور به زنان دستور پوشش زینت هایشان را داده و زینت های ظاهر را از آن استثنا فرموده است. و اضافه کرده است که زنان می توانند زینت های خود را برای چند گروهی که نام برده شده آشکار کنند.

در خصوص آیه 30 و 31 چند سوال مطرح است:

سوال اول:

آیا مردان باید از نگاه به همۀ اعضا و اندام زن نامحرم چشم فروبندند و یا این که نگاه به بخش هایی از بدن اجنبیه جایز است؟

مقصود از زینت چیست؟ زینت ظاهر کدام است؟ و زینتی که فقط برای گروه های خاص قابل آشکار است کدام است؟

از آنجا که آیه شریفه مواضع قابل اظهار (مصادیق «ما ظهر») را توضیح نداده فقها دربارۀ سوال اول که مواضع قابل رویت بدن اجنبیه است به دو گروه تقسیم می شوند: گروهی نگاه به وجه و کفین را مجاز می دانند زیرا طبق برخی روایات مقصود از «ما ظهر»، دستان و صورت است و گروهی دیگر، اجازۀ نپوشاندن دستان و صورت را موجب جواز نگاه به آن نمی دانند. چند احتمال در «ماظهر» وجود دارد:

  1. 1.    یعنی قسمت هایی که طبق عرف جامعه زنان نمی پوشانند.

مناقشه: اولا، عرف ها متفاوتند. ثانیا، در این صورت آیۀ دستوری را افاده نمی کند زیرا معنایش این خواهد بود که آن قسمت هایی را که مردم معمولا نمی پوشانند لازم نیست بپوشانند.

  1. 2.     مقصود مواضعی است که بطور طبیعی بخاطر دشواری پوشاندنشان -حتی در زمستان و سرما- پوشیده نمی شوند. (و این مواضع همان دستان و صورت اند.)

مناقشه: تعیین مواضعی به این عنوان (ظاهر به صورت طبیعی)مشکل و غیر روشن است.

  1. 3.    یعنی مواضعی که بطور اتفاقی و خودبخودی مانند کنار رفتن پوشش بوسیله وزش باد آشکار می شود.

مناقشه: این معنی هم کاملا دور از فهم عرفی است.

4. مقصود لباس زنان است که در مرای و دید همگان قرار دارد(نه بدن آنها).

5. مقصود از «ما ظهر» مواضعی است که فطرت عقلایی انسان ها پوشاندن آن را لازم نمی داند. توضیح این که هر انسان عاقلی می داند بخشی از بدن زن حریم خصوصی زن است که نباید به آن چشم اندازی کند و بخشی هم جزو این حریم به حساب نمی آید. آیه 31 با اشاره به این اصل می فرماید به جز بخشی که جزو حریم خصوصی زن نیست و زنان از آشکار کردن آن هیچ ابایی ندارند بقیه مواضع زینت را بپوشانند.

این نظر قابل قبول است. درست است که این نظر هم حدّ کاملا معینی را افاده نمی کند ولی آیه در مقام بیان مصادیق این حکم نیست بلکه می خواهد اصلی کلی را بیان کند و مصادیق آن را به سنت واگذار نماید. در حقیقت اصل به گونه ای بیان شده که روایات می تواند تفسیر روشنی برای آن ارائه داده و رویه واحدی را در میان مسلمانان مستقر سازد.

سوال دوم:

مقصود از زینت در آیۀ شریفۀ 31 نور چیست؟

1-  چهار تفسیر دربارۀ زینت گفته شده است:

  1. 1.      زینت یعنی ادوات و وسایل آرایش، خواه ادواتی مانند: انگشتر و گردنبند و خلخال؛ خواه آرایش هایی مانند: سرمه و خضاب
  2. 2.      زینت یعنی مواضع و اعضایی که وسایل آرایش و زینت در آنها بکار می رود.
  3. 3.      زینت مقصود همۀ اندام و محاسن زن است.
  4. 4.      زینت عنوان جامعی است که هم بر اندام و محاسن زن صدق می کند و هم بر لوازم آرایش بکار رفته در اعضاء.(صلات داماد ره2/78)

2-  بیشتر مفسران معنای دوم را انتخاب کرده اند و روایاتی که وجه و کفین را مصداق ماظهر دانسته بر همین معنی قابل تطبیق است هر چند با معنای سوم هم سازگار است. در مقابل برخی روایات کم اعتبارتر زینت را بر انگشتر و .. تطبیق کرده است. احتمال چهارم از جامعیت بهتری برخوردار است و دلیلی برای اخراج یکی از دو مصداق از شمول آن وجو د ندارد. روایت معتبر فضیل که می گوید ذراعین از زینت غیر ظاهر است این احتمال و احتمال سوم را تایید می کند.

3-  آیا اگر زینت را مطابق معنای اول لوازم آرایش معنی کنیم بالملازمه بر جواز کشف صورت و دستان دلالت دارد؟ جواز نشان دادن انگشتر به معنی جواز کشف انگشتان است ولی جواز کشف کف را افاده نمی کند؛ جواز ابداء کُحل و سرمه هم بالملازمه فقط کشف چشم را مجاز می کند ولی بر کشف سایر قسمت های صورت دلالتی ندارد. از این رو، ناچاریم برای حکم به جواز کشف تمام کفین و صورت به روایات دیگری تمسک کنیم؛ مگر این که سِوار (به معنی دستبند) و یا آرایش پوست صورت را هم مصداق زینت ظاهر بدانیم که در این صورت به کفین و صورت قابل تعمیم است. اما اگر زینت به معنای اعضاء و محاسن زن باشد دستان و صورت جزو زینت ظاهر هستند و آیه شریفه بر جواز کشف آنها دلالت دارد.

4- آیا مچ دستان و ساعد تا آرنج و نیز قدمان(پا از مچ به پائین) و مچ پا جزو زینت ظاهرند؟

الحاق مچ دست به دستان قابل قبول است زیرا محل بستن دستبند است و دستبند را عرفا می توان جزو زینت ظاهر به حساب آورد. قدمان هم می تواند جزو زینت ظاهر باشد. اما آرنج و مچ پا که محل بستن خلخال بوده و لباس بیرون زنان معمولا تا روی پا را می پوشانده جزو زینت باطن به شمار می آید.

سوال سوم:  مواضع زینت باطن که باید پوشیده شود کدام اند؟

1-     در ادامۀ آیه 31 نور آمده است: «و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن» یعنی «ای پیامبر به زنان مومن بگو روسری های خود را روی گریبان و سینه خود بیندازند» و آنها را بپوشانند. این دستور روشن است و ابهامی ندارد. از این دستور هم اصل وجوب خِمار یعنی روسری برای پوشاندن موی سر قابل استفاده است و هم این که روسری باید گردن و گلو و بالای سینه را که با لباس پوشیده نمی شود بپوشانند.

2-     آیۀ 59 احزاب به زنان مسلمان دستور می دهد روی لباس منزل خود جِلبابی بپوشند تا بهتر شناخته شوند و دیگر مورد آزار قرار نگیرند:

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَ بَنَاتِکَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذٰلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلاَ یُؤْذَیْنَ وَ کَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً ﴿59﴾

مقصود از جِلباب چیست؟ مفسران جلباب را به لباسی که زنان موقع خروج از منزل روی لباس های دیگر می پوشیده تفسیر کرده اند ولی در مورد شکل آن اتفاق نظری نیست؛ نظریۀ مقبول ترکه منابع لغت و استعمالاتِ این کلمه در روایات اهل سنت و تفاسیر تایید می کند این است که جلباب لباس بلندی بوده که زنان بر شانه می انداخته و دور خود می پیچیده اند. این لباس به گونه ای بوده که زنان می توانسته اند در موارد لزوم آن را روی سر بکشند و صورت خود را با گوشۀ آن بپوشانند. طبق برخی منابع جلباب تا روی پا را می پوشانده است.

3-  دلالت این آیه بر لزوم پوشیدن جلباب از سوی برخی فقها مانند محقق داماد ره مورد مناقشه قرار گرفته است. به گفتۀ ایشان مورد آیه زنان مسلمانی بوده اند که در مدینه در هنگام شب که برای کاری خارج می شدند و مورد تعرض عده ای لاابالی قرار می گرفتند. طبق روایات وقتی مسلمانان از تعرض افراد لاابالی به پیامبر شکایت بردند آیه نازل شد که زنان مسلمان با جلباب بیرون بیایند که معلوم شود زنان احرار و عفیف اند تا افراد لاابالی که فقط متعرض کنیزکان می شدند متعرض آنها نشوند. مطابق این نظر آیه حاوی راه حلی برای مواجهه با مزاحمت افراد لاابالی است نه شامل یک دستور کلی برای پوشیدن جلباب برای همه زنان مسلمان هنگام خروج از منزل.

ولی این نظر قابل مناقشه است زیرا با روایاتی که می گوید برای غیر قواعد پوشیدن جلباب لازم است و فقط قواعد می توانند جلباب را نپوشند سازگار نیست. طبق این روایات، مورد نزول آیه مقیِّد آیه نیست و آیه حکمی کلی را بیان فرموده است.

حکم ستر در روایات

روایاتی که در رابطه با آیۀ سورۀ نور و زینت ظاهر و غیر ظاهر وارد شده از این قرار است:

1- مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الذِّرَاعَیْنِ مِنَ الْمَرْأَةِ هُمَا مِنَ الزِّینَةِ الَّتِی قَالَ اللَّهُ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ قَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْخِمَارِ مِنَ الزِّینَةِ وَ مَا دُونَ السِّوَارَیْنِ‏

2- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها- قَالَ الزِّینَةُ الظَّاهِرَةُ الْکُحْلُ وَ الْخَاتَمُ‏

3- وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها قَالَ الْخَاتَمُ وَ الْمَسَکَةُ وَ هِیَ الْقُلْبُ‏

4- عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِیَادٍ قَالَ سَمِعْتُ جَعْفَراً وَ سُئِلَ عَمَّا تُظْهِرُ الْمَرْأَةُ مِنْ زِینَتِهَا قَالَ الْوَجْهَ وَ الْکَفَّیْن

5- الْحَسَنُ بْنُ فَضْلٍ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ، نَقْلًا عَنِ الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع: فِی قَوْلِهِ جَلَّ ثَنَاؤَهُ إِلّا ما ظَهَرَ مِنْها قَالَ الْوَجْهُ وَ الذِّرَاعَانِ‌

6- وَ عَنْهُ ع: فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ الا ما ظَهَرَ منها قَالَ الزِّینَةُ الظَّاهِرَةُ الْکُحْلُ وَ الْخَاتَمُ: وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَى قَالَ: الْخَاتَمُ وَ الْمَسَکَةُ‌

7-  عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ قال: وَ فِی رِوَایَةِ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع: فِی قَوْلِهِ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ الا ما ظَهَرَ منها فَهِیَ الثِّیَابُ وَ الْکُحْلُ وَ الْخَاتَمُ وَ خِضَابُ الْکَفِّ وَ السِّوَارُ وَ الزِّینَةُ ثَلَاثٌ زِینَةٌ لِلنَّاسِ وَ زِینَةٌ لِلْمَحْرَمِ وَ زِینَةٌ لِلزَّوْجِ فَأَمَّا زِینَةُ النَّاسِ فَقَدْ ذَکَرْنَاهُ وَ أَمَّا زِینَةُ الْمَحْرَمِ فَمَوْضِعُ الْقِلَادَةِ فَمَا فَوْقَهَا وَ الدُّمْلُجِ وَ مَا دُونَهُ وَ الْخَلْخَالُ وَ مَا‌ أَسْفَلَ مِنْهُ وَ أَمَّا زِینَةُ الزَّوْجِ فَالْجَسَدُ کُلُّهُ‌ (مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج‌14، ص: 276‌)

8-  و سألته عن الرجل ما یصلح له أن ینظر إلیه من المرأة التی لا تحل له قال الوجه و الکف و موضع السوار (مسائل‏علی‏بن‏جعفر(ع) ص : 219) و رواه فی قرب  الاسناد: عن عبد الله بن الحسن عن جده علی بن جعفر عن أخیه موسى بن جعفر ع.

  1. 1.     سند چهار روایت اول معتبر است و سایر روایات مرسل و نامعتبرند.
  2. 2.     ذراعان که از مچ دست تا آرنج است تنها در روایت مکارم الاخلاق جزو زینت ظاهر قرار گرفته که به دلیل عدم اعتبار سندی و مخالفتش با روایات معتبر مثل روایت اول مقبول نیست.
  3. 3.     مقصود از جملۀ «مَا دُونَ الْخِمَارِ مِنَ الزِّینَةِ وَ مَا دُونَ السِّوَارَیْنِ‏» در روایت اول مورد بحث است. اقرب این است که دون در این دو جمله به معنای تحت است در لسان العرب گفته است: قال بعض النحویین: لدُونَ تسعة معانٍ: تکون بمعنى قَبْل و بمعنى أَمامَ و بمعنى وراء و بمعنى تحت و بمعنى فوق و.. لسان العرب، ج‌13، ص: 166‌‍ در این باره بیشتر خواهیم گفت.
  4. 4.     روایت دوم که کحل و خاتم را زینت شمرده در مقام تحدید نیست تا با روایاتی که موارد دیگری را هم از زینت ظاهر شمرده تنافی داشته باشد.
  5. 5.     روایت سوم قلب که به سوار تعریف شده را از زینت ظاهر شمرده است. این مضمون با روایت اول که تحت السوار را زینت باطن قرارد داده تنافی ندارد زیرا دستبندهای قدیم عریض بوده و تمام مچ دست را به اندازه چهار انگشت و تقریبا تا نیمه ساعد می گرفته است و این مقدار جزو زینت ظاهر نیست. پس این مقدار از دست طبق روایت اول و نیز روایت چهارم از زینت باطن  است ولی اگر زن دستنبد دست کرد و آن را با دستنبد پوشانید می تواند دستبند را نمایان کند.

پس مستفاد از روایات آن است که صورت و دو دست تا مچ زینت ظاهرند و قابل کشف. از ادوات زینتی هم که در آنها بکار می رود دو مورد انگشتر و دستبند مجاز شمرده شده است.

آرایش صورت و دستان

اما آیا آرایش کردن صورت و دستان با وسایل رنگ کننده جایز است یا خیر؟

روایت سوم به جواز سرمه تصریح دارد. روایات دیگری بر خضاب زن تاکید کرده است مثل روایت امالی:

[الأمالی للصدوق‏] ابْنُ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْعَطَّارِ عَنِ ابْنِ عِیسَى عَنِ الْبَزَنْطِیِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا یَنْبَغِی لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَهَا وَ لَوْ أَنْ تُعَلِّقَ فِی عُنُقِهَا قِلَادَةً وَ لَا یَنْبَغِی أَنْ تَدَعَ یَدَهَا مِنَ الْخِضَابِ وَ لَوْ أَنْ تَمَسَّهَا بِالْحِنَّاءِ مَسّاً وَ إِنْ کَانَتْ مُسِنَّةً(بحار100/228)

و معلوم است که خضاب کف ماندنی است و در معرض دید نامحرم قرار دارد. اما نسبت به سایر انواع آرایش باید گفت اگر مصداق تبرج جاهلی باشد مشمول نهی آیۀ شریفۀ 33 احزاب است اما در غیر این صورت آیا تعدی از سرمه و خضاب به سایر آرایش هایی که موجب تغییر رنگ دست و چهره می شود ممکن است؟

در روایت مفضّل «مادون السوارین» جزو زینت غیر ظاهر شمرده شده است. ولی اگر مادون به معنای پائین تر باشد بر کفین انطباق دارد که جزو زینت ظاهر است. یک راه برای حل مشکل آن است که مادون را به معنای زیر و تحت بگیریم که شامل مچ خواهد بود. راه حل دیگر این است که بگوئیم هر چند موقعی که دست آویخته است مادونِ سوار، کف و انگشتان قرار دارد ولی معمولا انسان در حال نشسته و بخصوص وقتی صحبت می کند و می خواهد به دستان خود اشاره کند دست را در حالی که از آرنج تا خورده مورد اشاره قرار می دهد ودر این حال مادون السوارین بر آرنج منطبق می شود. پس می توان گفت این روایت مچ و دستبند را جزو زینت ظاهر قرار داده و بالاتر را از زینت باطن. و علت عدم ذکر این در روایات وجه و کفین می تواند این باشد که مچ از ملحقات و توابع کف به شمار می آید.

این وجه دارای دو موید است: نخست، روایت ابی الجارود است که سوار را از زینت ظاهر شمرده و دوم، این که برخی روایات اهل سنت از پیامبر اکرم ص نقل کرده اندکه ایشان وسط ساعد دست خود را با دست دیگرشان گرفته و قسمت بالای آن را واجب الستر و ابداء قسمت پائین آن را که مچ دست است را جایز شمردند.

پوشش روی پا

آیا قدمان جزو زینت ظاهر و قابل کشف اند یا پوشاندن آنها لازم است؟ روایاتی که فقط وجه و کفین را جزو زینت ظاهر می تواند برای لزوم ستر قدمان مورد استناد قرار گرفته است؛ زیرا این روایات که در مقام تفسیر آیه است سایر اعضاء و از جمله قدمین یعنی از مچ پا به پائین را خارج از زینت ظاهر دانسته است. ولی دلالت این روایات قابل مناقشه است، زیرا این روایات که در مقام تفسیر ما ظهر هستند فقط در صدد بیان محاسن ظاهر زن هستند و از این رو به وجه و کفین اکتفا کرده اند و قدمان را که عرفا جزو محاسن شمرده نمی شوند بیان نکرده اند. در بحث جواز نظر به قدمان این بحث را به تفصیل مطرح کرده ایم.

/ 0 نظر / 4 بازدید